یوسف (پیامبر) – ویکی شیعه

کاروانیان یوسف را اساسی خود به مصر برده در معرض فروشش گذاشتند، عزیز مصر او را خریدارى نموده به منزل برد و به همسرش توصیه کرد تا او را گرامى بدارد، شاید به دردشان بخورد و یا او را فرزند خوانده خود کنند، همه همین سفارشات به خاطر جمال بدیع و بى نمونه او و اثرها جلال و صفاى روحى بود که از جبین او مشاهده مى کرد. او بهترین لباس های خویش را پوشیده و بهترین پیرایش ها را کرده و طرز اخلاق او با یوسف تغییر و تحول کلی یافته است. او متوجه شد که چنانچه مبادرت به زدن زلیخا کند، ممکن است در همین در میان یکی از از آن دو کشته شوند و اتفاقی بیفتد که دیگر جبران آن به هیچ وجه میسر نباشد و گزینه مشاجره های متعدد و تهمت های متعددی قرار گیرد و درصورتیکه هم کشته نشوند، زلیخا به جهت انتقام از یوسف مورد قضیه را به شکل دیگری منعکس خواهد کرد و خواهد گفت که یوسف قصد خیانت و تجاوز به من داشت و زیرا ممانعت مرا دید به زدنم اقدام کرد، امثال همین سخنان. داستان حضرت یوسف (علیهالسلام) در قرآن به تیتر «اَحسَنُ القِصَص؛ نیکوترین داستانها» معرفی شده است. حضرت یعقوب (علیهالسلام) ناگزیر راضی بودن داد که فردا فرزندانش، یوسف (علیهالسلام) را نیز همپا خویش به صحرا ببرند. حضرت یوسف (علیهالسلام)، فرزند حضرت یعقوب (علیهالسلام) بوده و از پیامبران بنی اسرائیل است. البته عامل واضح آفریدگار (که در آیه شریفه فوق اشاره شد) که به صورت وحی و الهام بوده هست او را ازا ین کار بازداشت. یوسف که در نبرد اساسی آن زن عشوه گر و هوس های سرکش نفس غالب شده بود احساس کرد که چنانچه بیش از همین در آن لغزشگاه بماند خطر آفرین می باشد و باید خود را از آن محل به دور سازد، «با شتاب به طرف در کاخ دوید تا در را باز نماید و بیرون شود، همسر عزیز هم بی تفاوت نماند او نیز به دنبال یوسف به طرف در دوید تا مانع خروج او شود و برای این خواسته بلوز او را از پشت کشید و پاره کرد» (۴۰۶). او از تمام وسایل و روش ها برای رسیدن به مقصد خود در همین منش به کارگیری کرد و کلیدی درخواست و تمنا، کوشید در دل او اثر نماید چنانکه قرآن می فرماید: «آن زن که یوسف در منزل او بود از او تقاضای کامجویی کرد» (۴۰۰) همسر عزیز به جهت وصال به منظور خود از طریق مسالمت آمیز و خالی از هر مدل تهدید حساس نهایت ملایمت و اظهار محبت از یوسف دعوت کرد. قرآن مهربان به اجمال موضوع زندان رفتن یوسف را این دسته بیان می کند: «سپس صلاح دیدند پس از آن که نماد های (پاکدامنی یوسف) را دیدند که او را تا مدتی زندانی کنند» (۴۲۱). اگر شما این نوشته را تحسین می کنید، مایلید اطلاعات بیشتری در گزینه سایت یوسف اسدی بدست آورید به سایت ما مراجعه یوسف اسدی ویکی پدیا کنید.