با سلام پسری 17 ساله دارم که 3 سال پیش گیلن باره گرفته بود و خوب شد از کودکی در مدرسه اضطراب داشت و گاهی لکنت زبان امسال دهم تجربی است که از اسفند پارسال دچار دو بینی و ریزبینی ـ میکروپسیا ـ شده بود که هنوز ادامه دارد متخصص مغز و اعصاب بردم 30 جلسه طب سوزنی بردم 20 جلسه نوروفیدبک انجام دادیم چند جلسه هیپنوتیزم کردیم دوبار ام آری آی کردیم که سالم یود نزد دکتر معتمد در بیمارستان فیروزگر بستری شد و دپاکین داد که بعد مدتی گفت روانپزشک ببر بردم متخصص روانپزشکی نوجوانان که لیتیم و اورلپت 200 داد که از دومین روز مصرف دچار اغتشاشات شدید فکری و ذهنی و حافظه شد که فقط ساعاتی یا دقایقی از روز خوب بود الان بعد چهار هفته گفته که یک ماه دارو رو قطع کن با ببر روزبه یستری کن الان چند روز قطع کردیم از شدت اون حالت داره کاسته می شه . عادت به خشمگین سلام دختری 41 ساله وبا مدرک لیسانس حسابداری وکارشناس فروش ومجردهستم. دختری ۲۷ ساله ام تقریبا دو ماه پیش با دوستانم کتابخونه بودیم، دنبال کتابی بودم که نداشتن، آقایی در اون جا شنونده صحبت های ما بود و وارد بحث شد و گفت یکی از دوستاش با ما هم رشته هست و احتمال داره کتاب رو داشته باشه، کمی هم صحبت شدیم البته بیشتر با دوستم صحبت میکرد چون اون بیشتر در این گفتگو شرکت کرد و شنیدم که از ما هم میپرسید که چی خوندن و …

مشاوره ازدواج هلاکویی ایشون بعد از یک روز مقداری خوراکی ( کیک و آبمیوه ) همون کتابخونه آوردن برای ما قبول نمیکردیم ولی چون پنج شنبه بود گفت برای امواتم فاتحه بدید. تأییدیه آزمایش اعتیاد، دریافت کارت واکسن کزاز، نتیجه آزمایش خون و شركت در جلسه آموزشی و مطلوب بودن همه این موارد طی یک نامه مهر و امضا شده به زوجین برای تحویل به محضر داده می شود. شاید مشکلم اینه که قبل تصمیماتم همه جوانبو برسی نمیکنم و وقتی یچیز راجبش میفهمم که خوشایند نیست میذارمش کنار آیا این نشونه اختلال شخصیتیه؟ مدتیه حرفای مادرم آزارم میده میگه دم دمی مزاج هستی و همش تصمیماتتو تغییر میدی امروز یچیز رو میخوای و فردا ازش زده میشی… از اونجایی هم که شما قصد دوستی ندارید و اهلش هم نیستید بهتره رابططون رو باهاشون کم کنید لزومی ندارد که بهتون پیام میده حتما جواب بدید ازش هم درخواست کمک نکنید تا رابطه کمرنگ تر بشه.در ابتدا همه رابطه ها رسمی هستش و با گذشت زمان از حالت رسمی بودن خارج میشه،حتی شما میتونید کتابخونه ای که می رفتید رو عوض کنید و به جای دیگه ای برید و یا ساعت رفت و آمدتون رو تغییر بدید.بگذارید زمان بگذره تا نیت طرف مقابل هم مشخص بشه.

مشاوره ازدواج هفت حوض
استفاده کردم .زندگیم ازهرنظر بهتر شد.مشکل من خیالبافی زیاد هست وحتی با کسانی که در زندگیم نیستند وشایددر زندگیم بیایند در خیالبافی دعوا میکنم وعصبانی هستم .انگار در ناخوداگاه من یک دگمه هست که دایما مرا برای خشمگین شدن تحریک می کند ومن همه اش دعوا می کنم.نمیدونم این عادتم را چگونه ترک کنم ؟ این مسئله حتی ممکن است بیشتر از رابطه ی جنسی معمول برای یک خانم اهمیت داشته باشد. با گذراندن وقت در کنار مشاوران روانشناس پیش از ازدواج، حتی اگر نشانی از اختلال های شخصیتی وجود داشته باشد، آنگاه میتوانیم با روشن بینی به این نتیجه برسیم آیا میخواهیم وارد این رابطه شویم و فردی که با این خصوصیات اخلاقی همسر خودمان بدانیم یا خیر. شاید مشکلی که برای آنها دردسرساز شده بود، برای فرد دیگری در قالب مشکل شکل نگیرد و آنها هردو با وجود داشتن ویژگیهای مثبت، زوج مناسبی در کنار هم نبودند؛ به همین سادگی. سلام خدمت شما دوست عزیز شما انواع درمان رو گرفتید ولی بهتره شما به صورت حضوری پیش متخصص روانشناس برید تا ارزیابی کامل اولیه انجام بشه شاید علت اضطراب شدید باشه که با روان درمانی قابل کنترل هستش. شاید شرایطشون جوری نیست که با شما در ارتباط باشن و این به معنی فراموش کردن شما نباشه.

من 20 سالمه و به پسری علاقه مند شدم سه سال پیش باهاش در یک بازی آنلاین آشنا شدم و ازم شماره خواست ولی من اون زمان سیمکارت نداشتم بجاش بهش آی دی kikدادم و سه سال توی برنامه هایkikو اینستا باهام چت کرد و منم بهش علاقه مند شدم تا اینکه شهریور پارسال بلاکم کرد و وقتی پرسیدم چرا اینکارو کرده گفت مگه نگفتم پیاماتو پاک کنی بلاک میکنم و بعد کفت نه بخاطر این کلا نمی خوام صحبت کنیم من چند تا اکانت دیگه ساختم و بهش پیام دادم بکی رو بلاک کرد و یکی رو فقط سین میکرد و جواب نمیداد یکی دیگه رو جواب داد که مزاحمش نشم و بعد بلاک کرد و دیگه یه اکانتم موند که بهش پیام دادم ولی دیگه بلاکم نکرد من ناامید شدم ولی نتونستم فراموشش کنم من فقط یه عکس پاک کرده بودم اونم بخاطر اینکه ناراحت بودم از دستش چون از یکی از همکلاسیاش زیر یه پست توی یه کامنت تعریف کرده بود منم آی دی دختره رو برداشتم مامانم چند ماه بعد اینکه پسره بلاکم کرده بود موبایلمو گرفت و ریست کرد و دیگه بهم نداد ولی از موضوع با خبر نشد منم صبر کردم چند ماه دیگه وبعد از پدرم خواستم که موبایلمو بهم بده پدرم هم پیداش کرد و بهم داد و 19سالم شده بود یه سیمکارت گرفتم و دوباره تونستم آنلاین بشم پرو فایلشو چک میکردم تا اینکه یه نفر اکانت اصلیمو که پسره بلاک کرده بود هک کرد و بعدم دیلیتش کرد و به یکی لز اکانتام پیام داد که با پسره اینکارو انجام دادن من به پسره پیام دادم کخ اکانتم هک شده و اون گفت که کار اون نیست من بهد فهمیدم که کار کسیه که یه بازی آنلاین روی جیمیلم بهش دادم و یادم نبود که اکانتم هم روی اونه و کاملا اتفاقی اسم پسره رو گفته من بازم از پسره پرسیدم که می خواد تنها باشه گفت آره و گفتم که چرا باهام کات کرده و گفت که رابطه خوبی نداشتیم من مشکلات خودمو داشتم تو زندگیم من دیگه پیامی ندادم و فقط پروفایلشو چک میکردم تا اینکه یه روز لینک چت ناشناس گذاشته بود رو صفحه اینستاش بهش پیام دادم و آی دی تلگرامشو بهم داد و فهمید که منم گفت که هنوز ناراحته منم گفتم فقط یه عکس پاک کردم و اونم گفت که نه یادمه همرو پاک کردی بعدم گفت که اگه اکانتمو برگردونم میتونه بهم نشون بده اما اکانتم دیلیت شده بود گفت که گذشته رو فراموش کنم منم به دختره که همکلاسیش بود پیام داده بودم جواب داده بود اما نتونستم مشکلمو بهش بگم با مسره در میون گذاشتم گفت که با دختره دوست شده اما امسال باهاش کات کرده و خواست که دیگه به دختر پیام ندم منم قبول کردم و خب دوباره رفتارش صمیمی بود باهام من بهش پیشنهاد ازدواج دادم ولی گفت شرایطشو نداره و همینطور هم فاصلمو زیاده تا سه روز رفتارش صمیمانه بود تا اینکه من نتم تموم شد و نتونستم 2 روز آنلاین بشم وقتی آنلاین شدم دیدم پیام داده که کم پیدایی و خب بعد اون باهام سرد شد و وقتی ازش پرسیدم دوسم داره گفت اندازه بقیه دوستام و من براش یه دوست عادی ام چند ماهی رو همینطور سرد و بی میل و خشک باهام چت کرد بهم گفت که علاقه ای بدون شناخت ایجاد نمیشه بعد یه مدت گفت که حوصله دختر و چت نداره بهش گفتم که چطور اونموقع که به من میگفت میخواد تنها باشه رفت با همکلاسیش دوست شد اونم گفت اونموقع حوصله کسی رو نداشتم جز کسی که دوسش داشتم و بعد کفت که هیچوقت بهش پیام ندم منم گفتم خب مس بلاکم کن اما بلاکم نکرد وفقط چت رو پاک کرد من به دختره پیام دادم اعصابم خیلی خورد بود ناراحت بودم بهش اسم پسره رو گفتم و گفتم که سه سال باهام دوست بوده اونم گفت که براش مهم نیس چون الان باهاش نیس و پسره قبل اون با یکب ریگه تو دانشگاه و قبل اونم باز با یکی دیگه تو دانشگاه به گفته خودش دوست بوده و من گفتم که موضوع رو با خانواده پسره در میون میزارم و دختره فورا به پسره گفته بود من پسره رو بلاک کرده بودم و وقتی دیدم که زده ایز تایپینگ از بلاک در آوروم و گفتم حرفشو بگه اونم گفت که چی به دختره گفتی و آخرین کسی که اینکارو کرده بدبختش کردم بعدم گفت که دیگه برای هیچکاری به دختره میام ندم والا روزگارومو سیاه میکنه من همینطور ناراحت بودم بهش تو چت ناشناس پیام دادم که ممکنه علاقه هم بدون شناخت به وجود بیاد و روی پیشنهادم فکر کنه اما گفت که بیخیالش بشم و مزاحم نشم من با یکی از فامیلاش توی اینستا در میون گذاشتم که بهش علاقه مندم و فامیلشم باهام چند روزی حرف زد گفت که الان پسره دنبال اهدافشه و میخواد بره خارج و ممکنه زن تهرانی بخواد بگیره و این حرفا…

مشاوره ازدواج اردبیل
اگر شما هر گونه سوالی در رابطه با کجا و نحوه استفاده از مشاوره ازدواج هشتگرد دارید، می توانید با ما در صفحه وب تماس بگیرید.

ایندکسر